بعد چند روز رفتم تا من هم برای خودم کمد بگیرم. کمد ها بلند بود و هر کمد چهار قفسه داشت که دو تا بالا و دو تا پایین بود بهرحال من زورم میومد که زیاد خم شم و دوست داشتم که کمدم بالا باشه. به مسئولش گفتم که لطف کن و شما ره ای رو به من بده که طبقه بالا باشه. گفت والا من نمیدونم چطوریه. یادم افتاد که همینطوری که نگاه میکردم کمد شماره یک بالا بود. گفتم همون شماره رو داری گفت البته. حالا جالب بود که تقریبا بچه ها ۷۰ درصد کلید ها رو گرفته بودن اما شماره ۱ البته آزاد بود. و اونهم شد نصیب من [ احتمالا میگین کمی تا قسمتی بیق ( بیغ !!؟)]. اما برام سوال بود که چرا. بعد از یکی دو روز با یکی از بچه ها کنار کمد ها واستاده بودیم حرف میزدیم. یهو گفتش که آره هیچ کی این کمد رو نگرفت چون میترسید که بچه ها بهش بگن ندید پدید هنوز هیچی نشده کمد نیومده رفته برا خودش کمد بگیره ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. گفتم خوبه والا حق با تو هستش.
اما باورتون بشه یا نه. از اون به بعد بروی مبارک هم نیاوردم که بقیه چی فکر می کنن. پیش خودم می گفتم یادته بچه دبستانی ها تو مدرسه یه شیر آبخوری رو می گفتن شیر توالته ازش آب نمیخوردن.
من یادمه که وقتی بچه بودم و این رو شنیدم رفتم دنبال لوله اب رو گرفتم دیدم همه شیر ها بهم وصلن و هیچ کدوم از تو چاه توالت بالا نیومده. بعد به بقیه ) قبلش به خودم ( گفتم اینها که هیچکدوم شیر توالت نیست میشه لطفا بگین منظورتون چیه
البته همونطور که حدس می زنین بعد از دیدن کلی نگاه عاقل اندر سفیه . جواب اومد که خوب بابا شیر توالته دیگه
بله! راستی برام خیلی عجیب بود که وقتی خواستم این وبلاگ رو ثبت کنم آزاد بود. میدونین تو چند تا وبلاگ قبلیم اولین چیزهایی که خیلی پرت از فمینیست بود رو امتحان می کردم یکی قبلا گرفته بودش اما این رو ...
فکر کنم اینهم مثل موضوع بالا است. حداقل یکی از خواننده ها تو اولین یا دومین ست به اینکه چرا این اسم رو ثبت کردین . اعتراضی داشت که من رو یاد کمد شماره ۱ انداخت.
|
نظرات کارمن
شاید دید تو خیلی علمی تر باشه. دید من حسی ست و بر اساس مشاهده های روزانه. آمارهای تو نمی دونم منبع شون چیه. من اصلا دسترسی به آمار ندارم مگر از توی ماهنامه زنان. | ||||
| وب سایت پست الکترونیک | ||||
نظر محمد رضا
سلام
خب حرمت امامزاده رو متولیاش باید نگه دارن!
مگه نه؟!
برای این بلاگ جایی تبلیغ شد؟!
پاسخ به کارمن.
اول می خوام یه مثال برات بزنم که فکر کنم تو وبلاگ خودم هم نوشتم.
دو تا نظریه دو دنیا بود که فکر کنم هنوز هم به اعتبار خودش باقیه.
یکیشون نظر انیشتین بود که می گفت برای اینکه بتونین یه مشکل رو حل کنین می بایست از سطحی بالاتر از اون مشکل بهش نگاه کنین
دومیش یادم نیست نظر کی بود اما می گفت که از همون سطح میشه مسکل رو حل کرد.
من بیشتر با اولی موفقم چون دومی خیلی سخت و هزینه بره.
اما راجع به کشورهای مثل سوئد و سوییس و آلمان چند تا نکته لازم بذکره.
اول اینکه سطح زندگی در کشورهایی که نام بردی از بالاترین سطح برخورداره. حتی از کشورهایی مثل آمریکا نیز خیلی بیشتره
اما دومی که بسیار مهمتر از اولیه و در همون مطالبی که نوشتی و تصمیمات اونها نقش داشته.
دقیقا مورد ۱ یکی از دلایلیه که باعث شده رشد جمعیت در این کشور ها منفی باشه و رشد منفی جمعیت در کشورهای ثروت مند عامل نابودی دراز مدت اون کشور رو فراهم میاره ( این یکی از نظرات منه. کشوری مثل چین دقیقا بدلیل جمعیت فوق العاده بالای خودشه که تونسته به این رشد سریع دست پیدا کنه ).خسارتی که این کشورها از محل این رشد منفی میبینن بسیار کلانه و نمیشه این رو با مهاجر پذیری کشور هایی مثل آمریکا و استرالیا و نیوزلند مقایسه کردکه این کشور ها بدلیل پیشینه خودشون مهاجر پذیر های خوبی نبودن و نیستن
پس سیاست ذکر شده شما در درجه اول به همین دلیل بوده نه بدلیل حمایت از زنها در اونجا و عدم حمایت در اینجا.
دوم پاسخ به محمد رضا.
هدف من تو این وبلاگ این بود که خودمون التقاط افکار کنیم تا سوالاتمون روشن تر بشه و احیانا به اونها پاسخ بدیم. واقعا هدف تبلیغ از وبلاگ نبود چون این موضوع . بسیار داغه و احیانا جیزه و بعضا میتونه از بد و بیراه تا چیزهای دیگه رو برامون به ارمغان بیاره. اما چیزی که من دیدم متاسفانه کمی تا قسمتی بی سوادیمون رو نشون داد. تو موضوعی که اینقدر تو ایران طرفدار داره و هممون براش سر و دست میشکونیم. نظراتمون خام و نا پخته جلوه کرده.
من دوست دارم این بخش از فرهنگمون رو بگذارم
مد پرستی فرهنگی به روش طرفداری از تیم فوتبال
یادم رفت به این مسئله اشاره کنم. که در آمریکا طبق قانون شرکتها موظف هستند که ۶ ماه به کارمندهای زن شون که وضع حمل کردن ۶ ماه مرخصی بدون حقوق ( تاکید می کنم بدون حقوق ) بدن.
با توجه به اینکه در وبلاگ خودشون مطالب جدیدی می نویسند.
در صورت ادامه این روند و طی روزهای آتی این وبلاگ تعطیل می گردد
اما مطالب رو به چند بخش تقسیم میکنم.
اول مسئله برابری در حقوق و امکانات بین زن و مرد.
متاسفانه این مسئله در خارج خیلی رواج داشته و داره و الان در ایران هم در حال زیاد شدنه که زنهایی که در خارج دنبال کار می گردن از نظرات مختلف مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. این مطلبی هستش که عموما فمینیست ها دنبال این هستند که از نظر قانونی بتونن اون رو به حد اقل برسونن.
پس تا اینجا اولین مسئله برای فمینیست ها تصویب قوانینی هست که سوء استفاده علیه زنها رو ممنوع کنه
دومین مسئله که فرق نمی کنه هم در کشور های پیشرفته و هم در کشور های غیر پیشرفته اتفاق میفته اعمال خشونت علیه زنها است. باز هم دنبال تصویب قوانین بصورتی هستند که این مسئله رو لحاظ کنه
دومین مسئله برای فمینیست ها تصویب قوانینی برای جلوگیری از اعمال زور و خشونت بر علیه زنها است
سومین مسئله بر می گرده به شغل و سپس زنهای شاغل. اصولا این مسئله مهمترین مسئله و در کنار اون موثر ترین نیرو در تعیین سرنوشت فردی و اجحتماعی انسانها است.
پس سومین خواسته فمینیست ها برابری در برخورداری از فرصت های شغلی با مرد ها و حمایت از کار در وضعیتی است که زن دستخوش مشکلاتی نظیر وضع حمل و شرایط فیزیولوژیکی خودش است.
در مورد این مسائل در سایت های مختلف بحث های فراوانی در گرفته که بعضا مفید هم می باشد.
اما سوالات من که برای اونها جوابی ندارم.
نکته اول کلا قوانین جنبه پیشگیری ندارند. بلکه جنبه مجازاتی دارند و در جایی می تونن پیشگیری رو هم ایجاد کنند که فرد به اصطلاح خاطی بدونه در صورت جرم تاوان زیادی باید پرداخت کنه. اما آیا این جنبه کافیه؟ و می تونه امنیت رو برقرار کنه. به هر حال زنی که شب و دیر وقت در محلی خلوت در حال تردد باشه اکثرا نگرانه امنیت خودشه.
نکته دوم در بعضی مواقع جهالت افراد و یا جامعه مسئله ساز میشه و خود قوانین به تنهایی هیچ گونه تاثیری ندارند. مثال که همین امروز یکی از دوستان در خارج با تلفن به من گفت. فردی در پاکستان بدلیل اینکه زنش به پسر عموی خودش سلام کرده بود اون رو از سقف خونه آویزون می کنه و گوش و زبون و دماغ زن رو می بره و چشم هاش رو در میاره. این وضع اونقدر وحشتناک بوده که یکی دو نفر از همسایه ها که از جیغ های زن به خونه میان غش می کنن. و وقتی که از مرد می پرسن چرا اینکار رو کرده می گه که تو قرآن نوشته که اگه زنی با نامحرم حرف زد باید اونرو کشت و بعد می پرسن کجای قرآن میگه که ملای محل گفته. میرن خفت ملا رو میگیرن که مردک کجای قرآن نوشته ملا میگه من سواد ندارم ولی همه قرآن رو حفظم. (!!! ارواح خاک باباش). خوب حالا چطوری میشه این مشکل رو حل کرد. با وضع قوانین ! آیا میششه اینطوری جهالت رو از بین برد
اما نکته سوم خیلی عجیبه. بجز ما که اینجا پول مفت میگریم. بعضا و یه زمانی کارمندها سر کار کارشون سبزی پاک کردن خونه و این حرفها بود.و پولشون رو هم سر ماه می گرفتن. در کشورهای غربی کار محور همه چیز قرار داره. برای همین هم برای شرکتی که دست به استخدام کارمند ها میزنه باید خیلی بشتر از حقوقی که به کارمند میده از محل کار کارمند عایدی داشته باشه.
حالا این مسئله برای من سواله. با توجه به مضعیت زن ها و اینکه از نظر فیزیلوژیکی اونها بسیار تاثیر پذیر تر هستند و البته مسایلی مثل عدات ماهانه و مسائل دیگه و یا وضع حمل. این وسط اگه قرار باشه که یک زن مثل یک مرد کار کنه باید خیلی بیشتر برای غلبه به اون محدودیتها به خودش فشار وارد کنه. و البته مثله بچه دار شدن بسیار پیچیده تره. نسل بشر مثل سایر حیوانات از این طریق به بقای خودش ادامه میده. اما بچه انسانها می بایست در طول مدت زمانی بسیار طولانی تر از سایر حیوانات آماده بشه. حالا اگه قرار باشه کار کردن زن و شوهر به یک اندازه باشهو تکلیف تربیت بچه و مهمتر از اون جامعه بعد چی میشه!
به بحث خودم بر میگردم. ممکنه بشه با وضع یکسری قوانین شرکتها رو مجبور به برابری استخدام زن و مرد با شرایط یکسان کرد و برای زنها هم مرخصی زایمان با حقوق و یا حتی بی حقوق در نظر گرفت. اما آیا شرکتها وقتی که ببینن موجودیتشون در خطره زیر بار قبول و یا ادامه این جریان میرن!؟ من که فکر نمی کنم!
اما یک سری نکات برای من مجهوله.
معمولا بر خلاف عقاید ابتدایی. ما انسانها از انعطاف بسیار بالایی برخورداریم و از اونجا که شرایط تمدنی ما انسانها تغییر کرده بصورتی که بر خلاف سابق که کار تنها به صورت یدی و فیزیکی بود الان کار بصورت فکری ارزش افزوده بیشتری دارد و از آنجا که بشریت در فکر تسخیر افق های جدیدی نظیر فتح منظومه شمسی و سپس .. تا کهکشان ها است و این احتمال زیاد هم دور از دیدرس نسل های بعدی ما نیست.(سفر خانم انوشه انصاری به مدار زمین یکی از اولین گام های این مسئله بود). آیا غلبه بر یان مسئله می بایست با تغییر دادن عادات زندگی و تفکری زنها و مرد ها و به خصوص نسل های آینده اتفاق بیفته!!
این یکی از مهمترین سوالاتی هست که در رابطه با زن و مرد و روابط اونها ذهن من رو درگیر کرده.
من معتقدم حال که بحث می کنیم،کمی منسجم تر وسازمان یافته تر باشد.
می پردازیم به چند تعریف بنیادین:
فمینیسمFeminism:نهضتی که خواهان برابریِ زن ومرد در زمینه هایِ مختلف فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی بوده وخواهان از بین بردنِ هرگونه تبعیض،تحقیر و توهین به زنان در جامعه می باشد..جنبش جدید آن از دهه 60درآمریکای شمالی به وجودآمد..البته دربین فمینیست های حالِ حاضر در دنیا هیچ دکترین سیاسی واحدی وجود ندارد وگروههای مختلفی با عقاید متفاوت از چپ تا راست و...وجود دارند.
مهم ترین فرضیه ی تئوری مشترک دربین تمامی شاخه های فمینیسم این است که:«یک رسم وسنت تاریخی در مورد استثمار زنان توسط مردان وجود داشته ست که ریشه درتفاوت های جنسی دارد»
فمینیست ها خواهان برابری فرصت ها و رفع تبعیض جنسی هستند.تقاضاهایشان بیشتر در میزان دستمزد،عدم تبعیض در سیاستهای استخدامی و قوانین و...هستند.
سکولاریسمSecularism:باور به انتقال مرجعیت از نهاد های دینی به اشخاص یا سازمانهای غیر دینی.باور به این که آنچه درامور اجتماعی اصالت دارد سیاست است ونه دین.دین دارای جنبه فردی وعبادی ست.جدایی دین از سیاست.جزئی از قانون اساسی بیشتر کشورهای مترقی.
لیبرالیسمLiberalism:معنای عام آن آزادی خواهی.اعتقاد به این که انسان آزاد به دنیا آمده ست وصاحب اختیار واراده ست وباید مجاز باشد تا حد امکان آزادانه زندگی کند.گروهی ریشه ی آن رابه مسیحیت نسبت می دهند وگروهی آن را درمقابل استبداد دینی.یکی از مفاهیم عمده ی آن قرار داد های اجتماعی ست.توماس هابز،جان لاک وژان ژاک روسو از پیشروان آنند.امروزه دارای چهار گرایش اصلی ست که دراصول تفاوت چندانی ندارند.
در پست بعدی رابطه ی این سه را باهم درپیشبرد هدف اصلی :برابری وآزادی کمی شرح خواهم داد.من طرفدار آرای هرسه ی این نهضت ها هستم وبا اصول آن کمترین تباینی دارم وآرزویم پیاده شدن آن درجامعه ست.
منابع محفوظ است.
باید یه امشب رو بیدار می موندم و تکرار سریال یانگوم رو میدیدم تا پی ببرم که خط سیر افکارم که تا اینجا من رو رهنمون شده چی بوده.
طبق اونچه که روانشناسها می گن شخصیت انسانها تا 5 سالگی شکل میگیره. ظاهرا بین 3 تا 5 سال مغز به 75 درصد رشد نهای خودش میرسه.
بمتبر این اونچیزی که شما از شخصیتتون مشاهده می کنین چیزی هست که در دوران طفولیت و بیشتر توسط خانواده شکل گرفته. منتهی این شخصیت در طول سالهای بعد شاخ و برگ پیدا می کنه و البته ما یاد می گیریم که بعضی از جنبه های اون رو در طی سالهای بعد بپوشانیم و کم اثر تر کنیم.
خوب به دلیل یکسری تز دلایل ناشناخته شخصیت من صلح طلبه و قبل از اون عدالت خواهه. البته شمااگه من رو الان ببینین دقیقا عکس این مسئله رو مشاهده می کنین آدمی با چهره ای بیحالت مایل به اخم که بسیار سریع و بصورت انفجاری می تونه عصبانی بشه و زبونی که طنز گزنده ای داره که میتونه بسیار برنده شه.
اما دلیل چیه! چرا منی که در طفولیت و کودکی و نوجوانی و حتی سالهای اول جوانی عدالت خواهی و برابری برام بسیار مهم بود و بار ها شده بود که به یه فرد فقیر تر مثلا مثل خدمتکار سر کار بیشتر از یه مهندس و یا حتی رییس دوستی بخرج میدادم و بعضا از خودم مایه میگذاشتم اینقدر تغییر کردم که الان خیلی کمتر این افراد رو تحویل می گیرم و سعی می کنم که کمتر سر راه اونها قرار بگیرم.
البته برای این درک حداقل 10 سال وقت صرف شد که دو سال آخرش در به یک تبعید خود خواسته به نتیجه اسف انگیزش رسید که متاسفانه بیشترین سختی رو بانو متحمل شد.
موضوع این بود که من یه زمانی و تحت القای کتابهای مذهبی و حتی احادیثی ( مثلا درست ) فقر رو به ثروت ترجیح میدادم. ولی بعدا فهمیدم که این مطالب نظیر خیلی مطالب دیگه برای این مطرح شده بوده که خلفای دروغینی که بر اریکه قدرت تکیه زدن بتونن تو ناز و رفاه زندگی کنن و بقیه مسلمونها بر طبق این دستورات دروغین زندگی کرده دم نزنن.
عین همین مطلب هم برای مسلمونها و زنها اتفاق افتاده بود. تو کتاب مستر همفر نوشته بود که یکی از روشهایی که برای از بین بردن امپراطوری عثمانی به کار بردن خانه نشین کردن زنها و دور کردن اونها از علم و فهم و درک بود. برای چه. بخاطر اینکه عمده تربیت بچه ها همواره و به طور اخص به عهده زنان جامعه است و یک زن بی سواد بی فرهنگ و بدون اطلاع از دانش و ابد نمیتونه یه بچه خوب تربیت کنه. و این مثل یه بیماری که هر دفعه ضریب نفوذش رو 75 درصد روی کسایی که این رو پیروی میکردن تاثیر می گذاشته باعث عقب افتادگی شده بوده.
عمده مطلب مسئله حرص و آزه. اونی که نداره و کم داره به طمع دارا شدن به راحتی انسانیت خودش رو به دارا تر می فروشه و اونی که داره به حرص و آز بیشتر داشتن خودش رو می فروشه.
برای همین من عمدتا با اینگونه تفکرات که امروزه در جامعه می شنوم مخالفم. زنها ادعا دارن که جامعه و قوانین ما مرد سالاره و دلیل اونها مبتنی بر چیه؟ یکسری از مسائل که منشا اونها در امور مختلفی هست و برای تغییر اون قوانین می بایست خیلی چیز ها تغییر کنه که آیا مثال درست کردن ابرو و کور کردن چشم نمیشه.
بطور مثال یکسری از قوانین متفاوت مثل ارث مهریه نفقه و هکذا دستور خدا در قرآنه و برای تغییر اونها یک راه حل بیشتر نیست. اینه که بگیم آقا ما اصلا تغییر دین میدیم. مگه فکر کردیم که مسلمونی و یا حتی بگیم خدا پرستی ما منت سر خدا است . خودش در قرآن میگه این خدا است که با هدایت شما منت سرتون گذاشته و یا اینکه فکر می کنیم اگر ما خدا رو عبادت نکنیم در کار خدا خللی بوجود میاد. که خودش باز می فرماید که اگر شما عبادت خدا نکنید خللی در کار خدا پیش نمی آید که شما را می برد و بجای شما قومی پرهیزکار می آورد.و بقول یکی از دوستان که می گفت خدا در دین نیاز به ضمانت اجرایی ندارد یا ما گوش میدهیم و بهره مند میشیم یا گوش نمیدیم که هر بدی سرمون بیاد تقصیر خودمونه
اما بعضی از این قوانین ریشه در انحرافات دینی دارد که متاسفانه قابل تشخیص نشده هنوز. خوب اینهم راهی داره که نیاز به علم مخالف داره که با ادله ثابت کنه این حرف غلطه و می بایست درست شه.
اینها موضوعات اما متاسفانه ما . اکثر ما مصداق همون حدیث هستیم که جاهل را نمیابی مگر بر دو حال افراط و یا تفریط
اصولا ما به ازای هر چیزی رو باید در نظر گرفت. مثلا قوانین ما که اصولا هیچ ولی منشا اونها هم دینی هستش. حالا این مسئله به دو دسته تقسیم میشه. اول اون تفاوتی که خدا طبق قرآن اعلام کرده و در کنار اون سنتی که بشه بهش اعتماد کرد. دوم تفاوتهایی که به اسم دین اسلام اومدن اما همون طور که کارمن اشاره کرد بخش زیادی از اون از یهود و سپس مسیحیت گرفته شده. یهود که مثلا زن حائض رو نجس میدونسته و مسیحیت هم اصولا زنها رو پست میدونسته حالا دلیل اونها چیه . من کمی میدونم اما همون هم خیلی نیاز به نوشتن داره و اینکه فعلا اهمیتی نداره.
فعلا ببینیم قرآن چی میگه
1- می گوید الرجال قوامون النسا ( سوره نسا آیه 33) و در ادامه دلیل اون رو هم بیان می کنه. در همون آیه
2-در کل سوره نسا چندین مورد از روابط اجتماعی زن و مرد آشاره شده
به ازدواج
به ارث
به مهریه زنان
به نفقه
و البته به وضعیت یتیم و به خصوص دختر یتیم
و البته آیه 46 همان سوره اشاره ای به بحث اول ما در بالا دارد.
و ایه 127 همان سوره به این اشاره می کند که خدا در باره زنان حکم کرده است.
این تا اینجا از قرآن.
در سنت هم چنین مسائلی نظیرا وجود داره. مثلا فکر کنم مطهری تو کتاب داستان راستانش نوشته که گروهی از زنها خدمت حضرت رسول اکرم (ص) میروند و می گویند که همه چیز برای مرد ها است. جهاد و نماز و ... و بهره ای که آ،ها از دین می برند. حضرت میفرماید که اگر زن... (خلاصه به همان کار های زنانه. بزرگ کردن بچه و مدیریت خانه و البته حفظ عفت و شرف خودش ) ثواب مجاهد در راه خدا را دارد.
حالا بیاییم ببینیم مشکلات کجا است. من تا جایی که دیدم
1- چرایی اینکه بین ارث زن و مرد تفاوت وجود دارد. عین این ایراد را هم مرد ها گرفته اند و هم زنها.
2-چرا حق طلاق با مرد ها است و نه زنها
.
اما پاسخ ها تا جایی که من فکر می کنم احتمالا درست است.
اول اینکه ما در جامعه اسلامی زندگی می کنیم و بنابر این باید شئونات آنرا در نظر بگیریم.
1- در ایران به طور شرعی نفقه بر عهده مرد خانه است. و حتی اگر زن کار بکند باز هم مرد می بایست نفقه خانه را تامین نماید.
( باید دید این مسئله در چند درصد اجرا می شود)
در حال حاضر بدلیل مشکلات اقتصادی معمولا زن و شوهر هر دو کار میکنند برای تامین هزینه زندگی. اما موارد متفاوتی هم هست. تعدادی از زنها که کم هم نیستند عقیده دارند چون تحصیلات دانشگاهی دارند می بایست و علاقه مندند کار کنند.و حتی شرط ازدواج آنها نیز همین طور است. بر عکس تعدادی از زنها اصلا علاقه ای به کار بیرون منزل ندارند.عده ای از زنها به دلیل اینکه مرد خانه به تعهداتش عمل نمی کند کار می کنند و عده ای هم به خاطر اینکه نان آور ندارند.
اما در کنار این تکه نوشته ها باید به آسیب شناسی مسئله هم پرداخت.
اینکه مردی به تعهداتش عم نکند که در اسلام علاوه بر ضمانت اجرایی آن خدا هم به عذاب آخرت تهدید کرده است. آسیب شناسی ای است که به زن و دختر خانه می زند.
فعلا فقط یک مثال.
مستاجر خانه ای که سال گذشته خریدم طبق قرار باید یک زن و مرد ( که راننده کامیون بود و معمولا حضور نداشت ) بهمراه یک دختر مدرسه ای.
اما در عمل دو دختر به همراه برادر زن و داماد و نوه خانواده شدند.
چرا؟ بدلیل اینکه مرد خانه به اصطلاح بی غیرت بود و خرجی نمیداد. و کل کار به دوش زن خانه بود.
از دروغ اول که به من گفت و بدلیل مشکلاتی که دیدم داره به روی مبارکم نیاوردم
تا مشکلاتی که الان که خودم ساکن شدم پیش میاد.
از شکایت یکی دیگه از همسایه ها که من اون همسایه رو مقصر میدونم.
پریشب دو تا جوون اومدن دم خونه ما و سراغ اونها رو می گرفتن. میگفتن که ما دو تا ماشین 206 و زانتیا به اونها فروختیم و چک دادیم و حالا چک ها برگشت خورده و ماشین ها هم معلوم نیستن که کجان./
اما بنظر من دروغ می گفتن. کسی دو تا ماشین چکی با چهار ماه فاصله همینطوری نمی فروشه و بعد از همه ریز و بم زندگی اونها خبر داشتن و حتی اینکه اینها نمی تونستن کرای شون رو هم درست پرداخت کنن چه برسه به اینکه خونه خریده باشن.
...
اما بهترین حدسی که ما ( من و بانو) زدیم اینه که یکی از پسر ها داماد خانواده بوده و بعد از اونکه دختره ازش طلاق گرفته بخاطر مهریه دو تا ماشینش رو دادگاه از پسره گرفته بچه هم که پیش دختر است و حالا هم جیم فنگ زدن و دیگه بچه پیش مامانه مونده.
خوب تو این شرایط اگه بخواهیم قانونی نگاه کنیم . باید بگم وقتی این زن میره برای پسرش مثلا گذرنامه بگیره. اینجا قانون حق داره که جلوش رو بگیره و بگه باید بابای بچه بیاد و رضایت نامه بده
خوب من یه مورد رو مطرح میکنم و تمام خانمهایی که این وبلاگ رو می خونن بیان و نظر من رو رد کنن. بصورت علمی البته.
تو بانک که کار میکردم یه رئیسی داشتم که دکترای اقتصاد داشت. ایشون می گفت که سر کلاس استادش داشته راجع به بازاریابی صحبت می کرده و کلاس البته پسرونه بوده.
استاد به این اشاره می کنه که مثلا شما می خواهین برین یه کفش بخرین. صاحب مغازه به شما دو تا کفش نشون میده و می پرسه کدوم بهتره. شما با دلیل میگین یکی بهتره و اون یکی خوب نیست.
اما اگه همین کار رو یه زن بخواد انجام بده. ازش می پرسن اولی بهتره میگه نه. می پرسن دومی بهتره میگه نه.میگن پس کدوم میگنه نمیدونم.
چون ما الان داریم بحث های فیزیولوژیکی و مغزی روانی رو مطرح میکنم. باید بگم که این مسئله فلسفه نیست که استثنا نداشته باشه. رفتار غالب خانمها و آقایون اینطوریه
من تو یه مقاله قدیمی تر چیزی رو خونده بودم که این رو توضیح میده. مغز ما آدمها اینطوریه . قسمت چپ مغز بیشتر به پردازش های منطقی اختصاص داره و قسمت چپ به احساسات.
مرد ها موقع تصمیم گیری از نیمکره چپ خیلی استفاده می کنن اما زنها هم زمان هر دو نیمکره با هم درگیره. برای همین هم اون موضوع در مورد تصمیم گیری پیش میاد.
پی نوشت. نظرتون رو با ذکر سند مطرح کنید لطفا.
پی نوشت. محمد رضا عقیده داشت که زن و مرد بجز موارد اندک فیزیولوژیکی زیاد با هم تفاوت ندارن. مشکل اینجا است که اصولا تفاوت زن و مرد تو همون اختلاف فیزیولوژیکیه. مگه نه اصولا زن و مرد بودن معنا نداشت. مثلا دو تا مورد. مرد ها نمیتونن درد زایمان رو تحمل کنن و اگه دردی معادل اون رو داشته باشن حتما میمیرن. دوم مرد ها نمیتونن احساس مادری رو درک کنن. این ظرفیت رو ندارن/
سلام
باورکنید توی این مبحث بی سوادم.سعی می کنم بیشتر گوش بدم اگه چیزی به ذهنم رسید بگم.خب هم مجرد هستم هم سنم از شما پایین تره وفقط دو سال نامزدی و یه هفته تجربه زندگی مشترک داشتم که سرانجام نگرفت.من با کارمن موافقم.ببینین یه خانم وقتی یه اتومبیل می خره برای پرداخت حق بیمه ی اون ازش سئوال نمی کنن که مردی یا زنی؟همون مبلغی رو ازش می گیرن که از یه آقا می گیرن.اما اگه خدای ناکرده تصادفی منجر به فوت بشه چی؟!دیه اوناهم برابره؟!این انصاف نیست.
درشرع وقانون ما که دومی اقتباس ازاولیه،اصلاً زن ازلحاظ قانونی به حساب نمی آد.فقط حفظ کرامت زن!خب همین جمله آغاز جدایی هاست این یعنی خط کشی.به زن حق وحقوق ناچیزی می دن اون وقت می گن از دامن زن مرد به معراج می ره،بهشت زیرپای مادرانه، زنان گاهواره تمدن رو تکان می دهند وازاین حرفها(اسراییلیات).من به جز مقداری تفاوت در فیزیولوژی واحساسات فرقی مابین زن ومرد نمی بینم که باعث شه درقوانین این قدر توفیر داشته باشن باهم.اینهایی هم که می گم شعار نیست رها خانم.دربدترین دورانی که بانامزدم داشتم وراضی به مرگ من بود شاید!بازهم اعتقاد داشت که من به حقوق زنان اهمیت می دم و آدم زورگویی نیستم(چه تبلیغاتی به راه انداختم!).چون ظلم وتبعات اون رو دیدم اصلاً دلم نمی خواد باعث اون اتفاقابشم.سایه امن وآرامش خیال توی زندگی چیزکمی نیست کاش همه مردها بفهمن اینو.درضمن قانونی که دردقیقه نود وهفت به زن حق بده چه فایده؟!بعضی ها به خاطر حفظ آبرو وعلاقه به مشترکات زندگی مثل بچه یک عمر تحمل می کنند.من وقتی به اونا فکر می کنم واقعاً دلم می سوزه.
پست بعدی من راجع به تلقی من از زندگی مشترکه.مطمئناً بعد ازاون چیزی توچنته ندارم جزاین که بهم گیر بدین!برم مطالعه کنم بیام!درباره فمینیسم هم دارم مطلب می خونم.گزیده هاشو به مرور تو وبلاگ می ذارم.
