تبليغاتX
فمینیستی و آنتی فمینیستی

فمینیستی و آنتی فمینیستی

بحث پیرامون زن سالاری و مرد سالاری در ایران

مسائل زنانه

آدمها گاهی اوقات فکر میکنن که خودشون مرکز دنیا هستند و اما این ما رو به چه نتیجه ای میرسونه. به اینکه نتیجه میگیریم افکار ما عین حقیقت و گفتار ما عین واقعیت هستش که همه میبینن.

خوب من یه مورد رو مطرح میکنم و تمام خانمهایی که این وبلاگ رو می خونن بیان و نظر من رو رد کنن. بصورت علمی البته.

تو بانک که کار میکردم یه رئیسی داشتم که دکترای اقتصاد داشت. ایشون می گفت که سر کلاس استادش داشته راجع به بازاریابی صحبت می کرده و کلاس البته پسرونه بوده.

استاد به این اشاره می کنه که مثلا شما می خواهین برین یه کفش بخرین. صاحب مغازه به شما دو تا کفش نشون میده و می پرسه کدوم بهتره. شما با دلیل میگین یکی بهتره و اون یکی خوب نیست.

اما اگه همین کار رو یه زن بخواد انجام بده. ازش می پرسن اولی بهتره میگه نه. می پرسن دومی بهتره میگه نه.میگن پس کدوم میگنه نمیدونم.

چون ما الان داریم بحث های فیزیولوژیکی و مغزی روانی رو مطرح میکنم. باید بگم که این مسئله فلسفه نیست که استثنا نداشته باشه. رفتار غالب خانمها و آقایون اینطوریه

من تو یه مقاله قدیمی تر چیزی رو خونده بودم که این رو توضیح میده. مغز ما آدمها اینطوریه . قسمت چپ مغز بیشتر به پردازش های منطقی اختصاص داره و قسمت چپ به احساسات.

مرد ها موقع تصمیم گیری از نیمکره چپ خیلی استفاده می کنن اما زنها هم زمان هر دو نیمکره با هم درگیره. برای همین هم اون موضوع در مورد تصمیم گیری پیش میاد.

پی نوشت. نظرتون رو با ذکر سند مطرح کنید لطفا.

پی نوشت. محمد رضا عقیده داشت که زن و مرد بجز موارد اندک فیزیولوژیکی زیاد با هم تفاوت ندارن. مشکل اینجا است که اصولا تفاوت زن و مرد تو همون اختلاف فیزیولوژیکیه. مگه نه اصولا زن و مرد بودن معنا نداشت. مثلا دو تا مورد. مرد ها نمیتونن درد زایمان رو تحمل کنن و اگه دردی معادل اون رو داشته باشن حتما میمیرن. دوم مرد ها نمیتونن احساس مادری رو درک کنن. این ظرفیت رو ندارن/

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:47  توسط مجید  | 

برای شروع

سلام

باورکنید توی این مبحث بی سوادم.سعی می کنم بیشتر گوش بدم اگه چیزی به ذهنم رسید بگم.خب هم مجرد هستم هم سنم از شما پایین تره وفقط دو سال نامزدی و یه هفته تجربه زندگی مشترک داشتم که سرانجام نگرفت.من با کارمن موافقم.ببینین یه خانم وقتی یه اتومبیل می خره برای پرداخت حق بیمه ی اون ازش سئوال نمی کنن که مردی یا زنی؟همون مبلغی رو ازش می گیرن که از یه آقا می گیرن.اما اگه خدای ناکرده تصادفی منجر به فوت بشه چی؟!دیه اوناهم برابره؟!این انصاف نیست.

درشرع وقانون ما که دومی اقتباس ازاولیه،اصلاً زن ازلحاظ قانونی به حساب نمی آد.فقط حفظ کرامت زن!خب همین جمله آغاز جدایی هاست این یعنی خط کشی.به زن حق وحقوق ناچیزی می دن اون وقت می گن از دامن زن مرد به معراج می ره،بهشت زیرپای مادرانه، زنان گاهواره تمدن رو تکان می دهند وازاین حرفها(اسراییلیات).من به جز مقداری تفاوت در فیزیولوژی واحساسات فرقی مابین زن ومرد نمی بینم که باعث شه درقوانین این قدر توفیر داشته باشن باهم.اینهایی هم که می گم شعار نیست رها خانم.دربدترین دورانی که بانامزدم داشتم وراضی به مرگ من بود شاید!بازهم اعتقاد داشت که من به حقوق زنان اهمیت می دم و آدم زورگویی نیستم(چه تبلیغاتی به راه انداختم!).چون ظلم وتبعات اون رو دیدم اصلاً دلم نمی خواد باعث اون اتفاقابشم.سایه امن وآرامش خیال توی زندگی چیزکمی نیست کاش همه مردها بفهمن اینو.درضمن قانونی که دردقیقه نود وهفت به زن حق بده چه فایده؟!بعضی ها به خاطر حفظ آبرو وعلاقه به مشترکات زندگی مثل بچه یک عمر تحمل می کنند.من وقتی به اونا فکر می کنم واقعاً دلم می سوزه.

پست بعدی من راجع به تلقی من از زندگی مشترکه.مطمئناً بعد ازاون چیزی توچنته ندارم جزاین که بهم گیر بدین!برم مطالعه کنم بیام!درباره فمینیسم هم دارم مطلب می خونم.گزیده هاشو به مرور تو وبلاگ می ذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:42  توسط محمدرضا  | 

یه سوال آماری

با توجه به صحبتهای کارمن و رها یه سوال بسیار مهم دارم.

شما به این مسئله اشاره می کنید که قوانین ما مرد سالارانه هستش و زنها رو به پروانه ای تشبیه کردید که در مشت مردها در حال له شدن هستند،البته من اعتقاد دارم که بالاهاشون خیلی تیزه و ممکنه بجای له شدن دست و بال مردها رو بد جور ببرن.

حالا به نظر شما دقیقا چند درصد از زنها پاشون به دادگاه باز شده و در عین محق بودن بدلیل همین قوانین دچار مشکل شدن.

این درصد شما چند درصد از زنها و مردهای جامعه ما رو پوشش میده.

خواهش می کنم سوال من رو با سوال دیگه پاسخ ندین دقیقا جواب همین سوال رو بدین لطفا

بعد هم یه نظر این ست رو بخونین تاریخ ۹ تیر ۸۶ پست هیاهوی بنزین.

http://saberi.persianblog.ir/#7051799

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 1:6  توسط مجید  | 

مدینه فاضله زنانه!! البته به شوخی

میشه برای این مدینه فاضله دو جور فرضیه بکار برد.

فرض اول مدینه فاضله ای که در اون زنها بر مرد ها مسلط هستند و به اصطلاح زن سالاری هستش

دوم مدینه فاضله ای که زن ها و مرد ها در اون برابر هستند.

مدینه فاضله نوع اول ( توضیح این نوشته رو از یک داستان که یادم نیست کجا خوندم اقتباس می کنم. نتیجه منطقی داستان مال خودم نیست خواهر)

مرد با سینی چایی از تو آشپز خونه میاد تو اتاق و بعد از اونکه چایی رو روی میز میزاره در حالی که بچه رو بغل کرده و داره آرومش می کنه رو می کنه به خانم که در حالی که رو مبل لم داده و پاش رو انداخته رو پاش ( توضیح. ایشون از سر کار اومده و خسته است)و خیلی آروم میگه عزیزم میگم سه ماهی میشه که به مامانم اینا سر نزدیم. زن در حالی که خودش رو محو تماشای برنامه بخ خانه بر میگردیم نشون میده. هیچی نمیگه! مرد مجددا اضافه می کنه که آخه امشب داداشم اینا اومدن خونشون دلم براش خیلی تنگ شده. زن در حالی که خلقش تنگ شده. قر میزنه. مرد مگه من نگفتم چشم دیدن جاری مو ندارم. بعد پا میشه میره تو اتاق خواب همینطوری با لباس میگیره می خوابه

مدینه فاضله نوع دوم از دید یک مرد.

خوب در این مدینه یا همون شهر فارسی باید عدالت یه جورایی اگه ممکن باشه رعایت شده باشه. پس من مورد رو ذکر می کنم مثالش رو خودتون تو یه شهر اروپایی پیدا کنین.

در این شهر برنامه آشنایی یه دختر و پسر رو تا مرحله ازدواج با هم مرور می کنیم.

دختر و پسر یه جورایی با هم آشنا میشن و برای رفتن بیرون قرار میزارن.

تو رستوران پسره اول به دختره تعارف می کنه که چی میل داره و بعد از کلی ارتباط کلامی و غیره موقع رفتن آقا پسر پول غذای خودش رو میده دختر خانم هم به هکذا سهم خودش رو پرداخت می کنه

بعد از چندین بار بیرون رفتن ( اختمالا با سایر دوستان ) بالاخره با هم قرار میزارن Date  بعد از قرار میرن یه جا و با هم رابطه نزدیک تری برقار می کنن ببینن از هم خوششون میاد یا نه.

بالاخره تصمیم میگیرن با هم ازدواج کنن. بعد از کلی تفکرات بالاخره اسم رو یه جوری سروسامون میدن. اما تو این مراسم از چیز هایی مثل مهریه و شیر بها و سایر چیز ها خبری نیست.

حالا زندگی رو شروع کردن. اما زندگی تو این شهر به اسم دو همسری معروفه. هم مرد و هم زن باید به یک اندازه کار کنن و درآمد داشته باشن.

خوب بالاخره بعد چند مدت صاحب چند تا بچه ریزه پیزه میشن و خوب تعادل خوب حرفیه.مثلا فرض کنین که زن و شوهر یه رستوران دارن تصمیم میگیرن یه روز مرد بره رستوران زن از بچه ها مراقبت کنه و یه روز زن بره رستوران رو بچرخونه مرد از بچه ها مراقبت کنه.

خوب قصه تموم شد.

البته فقط یه چیز جالب دارهو دوست مشترک این دو که یه زن و شوهر دیگن از هم طلاق میگیرن و طبق رسم و رسومات اونجا دارایی هر دوشون تقسیم بر دو میشه نصف مردک و نصف دیگه زنک می گیره. والسلام.

پی نوشت. اگه فکر کردین مدینه فاضله دوم رو از خودم در آوردم. باید بگم . اهک. اصلن ها هم اینطوری نیست.این داستان رو وقتی تو شرکت نفت بودم رئیسم از قول برادرش که تو اروپا هستش تعریف کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0:56  توسط مجید  | 

یه تعریف عامیانه

 

مردسالاری از دید من یعنی وقتی که وجود، ظهور، پیشرفت، مجازات و خلاصه هر گونه فعل و انفعال انسانی زن باید از استصواب و فیلتر مردانه بگذره تا مفهوم و معنی داشته باشه.

قانون کشور ما و باورهای کشور ما مردسالار هستن.  باورهای غلطی هم این میان با قایم شدن زیر چادر قانون اساسی  به وجود اومدن و میان که دیگه...

مثل حق ولایت پدر بر فرزند، که به موجبش بچه اگه زیر کتک و آزار پدر بمیره، پدر مجازات نمیشه، فوقش یه دیه بده!

قانون و باورهای کشور ما مردسالار هستن، برای اینکه حق زن، نظر زن و روح زن رو توی بعضی قوانین نمی سنجند.  خب منظورم قوانین زنانه نیست.  منظور حمایت از زن است.  نه وقتی که مهریه را دو روز بعد از عقد به اجرا می گذارد بلکه وقتی که دانشگاه رفته، در نوع خودش کم نظیر و نمونه است و شوهر اجازه ی کار کردن به زن نمی ده

اجازه ی بیرون از خانه رفتن به زن نمی دهد

اجازه ی مسافرت زن دست مرد است

نگویید که ما به زنمان اجازه میدیم

میگم اگه یکی به هر دلیلی نخواد، قانون و باورهای ما ازش حمایت می کنه

میگم مثل پروانه ای در مشت، چه آسون میشه ما رو کشت!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 14:14  توسط کارمن  | 

جوابهای پست دوم!!!؟

چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت: 16:42 توسط:کارمن
حرفی که از گفتنش مطمئن هستم اینه که قانون کشور ما مردسالاره. حالا حسابی توضیح میدم
 

چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت: 23:5 توسط:محمدرضا
منم قبول دارم قانون ما اولتر اکسترا مرد سالاره!!!
 

پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 0:38 توسط:مجید
خوب. حالا که فعلا خودمونیم. بقیه هم که هنوز نظر ندادن.
این وسط من یه چیزی رو فهمیدم.
مشکل خانم های محترم در ایران مرد سالار بودن جامعه ما نیست. بلکه مرد سالار بودن قوانین جامعه ما است.
خوب این هم عقیده و نظریه.
با اینحال تا حالا دیدین همین قوانین مرد سالار وقتی یه خانم محترم دو روز بعد از عقد میره مهریه " به وزن سرکار عروس خانم طلای ناب" اش رو میزاره اجرا طرف داماد بدبخت رو بگیره!؟
البته اگه دوست داشتین جواب سوال من رو که در پست نوشتم بگین. نظرتون راجع به جامعه چیه!؟
در ضمن اگه این اینترنت من بازی در نیاره گذر واژه ها رو ایمیل میکنم براتون!!

پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 11:19 توسط:رها
سلام
قوانین جامعه ما به اقایان قدرت میده که سالار باشند.وگرنه سالار بودن چه در جامعه ما چه در جهان بسته به قدرت مدیریت وبرنامه ریزی واینده نگری داره .حالا اگریکی از طرفین دارای بضاعت بیشتری باشه طبعا سالاره واینو بگم که سالار بودن از نظر من مسئولیت وبار حمایتی عاطفی خانه را به دوش کشیدن هم به علاوه تعریفات متداول سالار است.درضمن شما اقایان چرا باید وبلاگ فمینیست را بزنید ؟
خودتان جبهه واسم واینا ندارید که زیر چادر مامانم اینا قایم میشید؟
 

پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 11:36 توسط:محمدرضا
توروخدا ببین یه بحث علمی رو از چه زاویه ای می بینن
من بارها به این نتیجه می رسم فایده نداره
ذهنیت ها مشکل اساسی داره


خوب پاسخ به رها خانم

خوب وقتی دوستان به ما چنین لطفی دارن غربا ما رو اعدام میکنن حتما

حقیقتش فمینیستی یک مکتب فکریه که فقط متعلق به زنها نیست. من شخصا دو وبلاگ رو دیدم که نویسنده مذکر اونها خودشون رو فمینیست میدونستن.

ببین من یک سری عقاید توهین آمیز نسبت به جامعه و خودم دارم

اولیش رو قبلا تو وبلاگم گفتم. بیسوادی نهادینه شده. یعنی اینکه بیسوادیم و قبول نمی کنیم. چی میشه نتیجه اش. میشیم مثل طوطی تا یه نفر یه حرفی زد که دوست داریم بشنویم میشیم کشته مرده اون. و متاسفانه این مسئله اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران رو در گیر خودش کرده.
نتیجه اون میشه مد پرستی مردم. چه مادی و چه فکری. منهم اعتقاد دارم حتی فمینست بودن خیلی ها هم از همین نظر مطرحه.دلیل اونهم تو کامنتهای خودتون هستش.

۱- کارمن در بالا گفته که قوانین کشور ما مرد سالاره

۲- محمد رضا هم همین رو گفته

۳- رها هم عین همین رو تکرار کرده و بعد هم شدیدا به من و سایر مردها ( محمد رضا تو هم شاملی) توپیده که فمینیست متعلق به زنها است و مردها غلط می کنن بیان زیر این چادر

اما دوستان عزیز سوال من رو دقت کردین. من پرسیدم از نظر اجتماعی نه از نظر قانونی. از نظر اجتماعی ویژگیهای زن سالاری و یا مرد سالاری چند تا و چی هستن که بشه با اونها یک جامعه فرضی رو مرد سالار و یا زن سالار دونست.

ممکنه لطفا خواهش کنم که به همین پرسش من پاسخ بدین.

در ضمن رها خانم. از جملات تند شما که بگذریم!!. من مشتاقانه از هر کسی که بدون پیش داوری در این مورد نظرات منطقی داشته باشه و بخاد در این وبلاگ نظرات خودش رو بنویسه استقبال می کنم. پس اگه شما هم علاقه مند هستین براتون یک آیدی ایجاد کنم.

مرسی و ممنون

پی نوشت. این پست بیشتر یه پست داخلی بود تا یه پست عمومی . نه!!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 15:17  توسط مجید  | 

اولین سوالاتی که مجید از خودش می پرسد!!؟

موضوع اینه که برای جواب دادن به پرسشها می بایست به این هم نگاه کنیم که اونی که این سوالات رو می پرسه کیه. این حرف که من بهش اعتقاد دارم از چند نظر منشا میگیره و البته با حرف های قدیمی نظیر به حرف نگاه کن و به گوینده نگاه نکن و این حرفها در تضاده.خوب بعدا اگه دوست داشتین به اونها میرسیم اما اول سوالات

۱- در حال حاضر در جامعه ما این حرف رواج پیدا کرده که جامعه ایران یک جامعه سنتی هستش و یکی از ویژگیهای این جامعه سنتی مردسالار بودن اون هست. خوب حالا من می خواهم بپرسم اونهایی که این ادعا رو قبول دارن و اونهایی که این ادعا رو قبول ندارن بگن که آره و یا نه و از نظر اونها ویژگیهایی که مردسالار بودن جامعه ایران رو برای اونها پذیرفتنی و یا رد می کنه کدومها هستن!؟

۲- فرض برعکسی رو در نظر میگیرم به این معنی که جامعه ایران زن سالار هست. حالا چطور. نظرتون مثل مورد بالا چی هست!؟

اگه لطف کنین و نظراتتون رو مطرح کنین بعد اونها رو دسته بندی می کنم و به اسم خودتون تو پست های بعدی نوشته میشه.

پی نوشت. تصمیم دارم به این موضوع به صورت علمی نگاه کنم و خارج از پیشداوری های قبلی.

متشکرم از شما

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 18:36  توسط مجید  | 

پست اول

قرار شد بنده. مجید بهمراه دو تن دیگر یک فروند از اذکار بنام محمد رضا که من بهش میگم ممد رضا و اون یکی یک فرد از اناث بنام کارمن. حالا چرا اسمش اینقدر مردونه است . مثلا میشه معنیش کرد کار مرد. یا ماشین مردونه. یا دست پخت بشر و یا ماشین آدم( بشر و غیره)

آره می گفتم. قرار شده ما پیرامون فمینیستی و آنتی فمینیستی و یا زن سالاری و مرد سالاری در ایران و احتمالا در جهان صحبت کنیم و بحث نماییم.من بحث رو از دو دیدگاه روان شناختی و اجتماعی نگاه می کنم. گاهی هم بنظرم تاریخ رو باید در نظر داشت. سایر دوستان هم بنوبه خودشون نظراتشون رو مطرح می کنن.

مرسی از توجهتون و موفق باشین

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 14:40  توسط مجید  |