وضعیت هم خررو میخواد هم خرما رو!!
بحث پیرامون زن سالاری و مرد سالاری در ایران
بعد چند روز رفتم تا من هم برای خودم کمد بگیرم. کمد ها بلند بود و هر کمد چهار قفسه داشت که دو تا بالا و دو تا پایین بود بهرحال من زورم میومد که زیاد خم شم و دوست داشتم که کمدم بالا باشه. به مسئولش گفتم که لطف کن و شما ره ای رو به من بده که طبقه بالا باشه. گفت والا من نمیدونم چطوریه. یادم افتاد که همینطوری که نگاه میکردم کمد شماره یک بالا بود. گفتم همون شماره رو داری گفت البته. حالا جالب بود که تقریبا بچه ها ۷۰ درصد کلید ها رو گرفته بودن اما شماره ۱ البته آزاد بود. و اونهم شد نصیب من [ احتمالا میگین کمی تا قسمتی بیق ( بیغ !!؟)]. اما برام سوال بود که چرا. بعد از یکی دو روز با یکی از بچه ها کنار کمد ها واستاده بودیم حرف میزدیم. یهو گفتش که آره هیچ کی این کمد رو نگرفت چون میترسید که بچه ها بهش بگن ندید پدید هنوز هیچی نشده کمد نیومده رفته برا خودش کمد بگیره ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. گفتم خوبه والا حق با تو هستش.
اما باورتون بشه یا نه. از اون به بعد بروی مبارک هم نیاوردم که بقیه چی فکر می کنن. پیش خودم می گفتم یادته بچه دبستانی ها تو مدرسه یه شیر آبخوری رو می گفتن شیر توالته ازش آب نمیخوردن.
من یادمه که وقتی بچه بودم و این رو شنیدم رفتم دنبال لوله اب رو گرفتم دیدم همه شیر ها بهم وصلن و هیچ کدوم از تو چاه توالت بالا نیومده. بعد به بقیه ) قبلش به خودم ( گفتم اینها که هیچکدوم شیر توالت نیست میشه لطفا بگین منظورتون چیه
البته همونطور که حدس می زنین بعد از دیدن کلی نگاه عاقل اندر سفیه . جواب اومد که خوب بابا شیر توالته دیگه
بله! راستی برام خیلی عجیب بود که وقتی خواستم این وبلاگ رو ثبت کنم آزاد بود. میدونین تو چند تا وبلاگ قبلیم اولین چیزهایی که خیلی پرت از فمینیست بود رو امتحان می کردم یکی قبلا گرفته بودش اما این رو ...
فکر کنم اینهم مثل موضوع بالا است. حداقل یکی از خواننده ها تو اولین یا دومین ست به اینکه چرا این اسم رو ثبت کردین . اعتراضی داشت که من رو یاد کمد شماره ۱ انداخت.
|
نظرات کارمن
شاید دید تو خیلی علمی تر باشه. دید من حسی ست و بر اساس مشاهده های روزانه. آمارهای تو نمی دونم منبع شون چیه. من اصلا دسترسی به آمار ندارم مگر از توی ماهنامه زنان. | ||||
| وب سایت پست الکترونیک | ||||
سلام
خب حرمت امامزاده رو متولیاش باید نگه دارن!
مگه نه؟!
برای این بلاگ جایی تبلیغ شد؟!
پاسخ به کارمن.
اول می خوام یه مثال برات بزنم که فکر کنم تو وبلاگ خودم هم نوشتم.
دو تا نظریه دو دنیا بود که فکر کنم هنوز هم به اعتبار خودش باقیه.
یکیشون نظر انیشتین بود که می گفت برای اینکه بتونین یه مشکل رو حل کنین می بایست از سطحی بالاتر از اون مشکل بهش نگاه کنین
دومیش یادم نیست نظر کی بود اما می گفت که از همون سطح میشه مسکل رو حل کرد.
من بیشتر با اولی موفقم چون دومی خیلی سخت و هزینه بره.
اما راجع به کشورهای مثل سوئد و سوییس و آلمان چند تا نکته لازم بذکره.
اول اینکه سطح زندگی در کشورهایی که نام بردی از بالاترین سطح برخورداره. حتی از کشورهایی مثل آمریکا نیز خیلی بیشتره
اما دومی که بسیار مهمتر از اولیه و در همون مطالبی که نوشتی و تصمیمات اونها نقش داشته.
دقیقا مورد ۱ یکی از دلایلیه که باعث شده رشد جمعیت در این کشور ها منفی باشه و رشد منفی جمعیت در کشورهای ثروت مند عامل نابودی دراز مدت اون کشور رو فراهم میاره ( این یکی از نظرات منه. کشوری مثل چین دقیقا بدلیل جمعیت فوق العاده بالای خودشه که تونسته به این رشد سریع دست پیدا کنه ).خسارتی که این کشورها از محل این رشد منفی میبینن بسیار کلانه و نمیشه این رو با مهاجر پذیری کشور هایی مثل آمریکا و استرالیا و نیوزلند مقایسه کردکه این کشور ها بدلیل پیشینه خودشون مهاجر پذیر های خوبی نبودن و نیستن
پس سیاست ذکر شده شما در درجه اول به همین دلیل بوده نه بدلیل حمایت از زنها در اونجا و عدم حمایت در اینجا.
دوم پاسخ به محمد رضا.
هدف من تو این وبلاگ این بود که خودمون التقاط افکار کنیم تا سوالاتمون روشن تر بشه و احیانا به اونها پاسخ بدیم. واقعا هدف تبلیغ از وبلاگ نبود چون این موضوع . بسیار داغه و احیانا جیزه و بعضا میتونه از بد و بیراه تا چیزهای دیگه رو برامون به ارمغان بیاره. اما چیزی که من دیدم متاسفانه کمی تا قسمتی بی سوادیمون رو نشون داد. تو موضوعی که اینقدر تو ایران طرفدار داره و هممون براش سر و دست میشکونیم. نظراتمون خام و نا پخته جلوه کرده.
من دوست دارم این بخش از فرهنگمون رو بگذارم
مد پرستی فرهنگی به روش طرفداری از تیم فوتبال
با توجه به اینکه در وبلاگ خودشون مطالب جدیدی می نویسند.
در صورت ادامه این روند و طی روزهای آتی این وبلاگ تعطیل می گردد
اما مطالب رو به چند بخش تقسیم میکنم.
اول مسئله برابری در حقوق و امکانات بین زن و مرد.
متاسفانه این مسئله در خارج خیلی رواج داشته و داره و الان در ایران هم در حال زیاد شدنه که زنهایی که در خارج دنبال کار می گردن از نظرات مختلف مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. این مطلبی هستش که عموما فمینیست ها دنبال این هستند که از نظر قانونی بتونن اون رو به حد اقل برسونن.
پس تا اینجا اولین مسئله برای فمینیست ها تصویب قوانینی هست که سوء استفاده علیه زنها رو ممنوع کنه
دومین مسئله که فرق نمی کنه هم در کشور های پیشرفته و هم در کشور های غیر پیشرفته اتفاق میفته اعمال خشونت علیه زنها است. باز هم دنبال تصویب قوانین بصورتی هستند که این مسئله رو لحاظ کنه
دومین مسئله برای فمینیست ها تصویب قوانینی برای جلوگیری از اعمال زور و خشونت بر علیه زنها است
سومین مسئله بر می گرده به شغل و سپس زنهای شاغل. اصولا این مسئله مهمترین مسئله و در کنار اون موثر ترین نیرو در تعیین سرنوشت فردی و اجحتماعی انسانها است.
پس سومین خواسته فمینیست ها برابری در برخورداری از فرصت های شغلی با مرد ها و حمایت از کار در وضعیتی است که زن دستخوش مشکلاتی نظیر وضع حمل و شرایط فیزیولوژیکی خودش است.
در مورد این مسائل در سایت های مختلف بحث های فراوانی در گرفته که بعضا مفید هم می باشد.
اما سوالات من که برای اونها جوابی ندارم.
نکته اول کلا قوانین جنبه پیشگیری ندارند. بلکه جنبه مجازاتی دارند و در جایی می تونن پیشگیری رو هم ایجاد کنند که فرد به اصطلاح خاطی بدونه در صورت جرم تاوان زیادی باید پرداخت کنه. اما آیا این جنبه کافیه؟ و می تونه امنیت رو برقرار کنه. به هر حال زنی که شب و دیر وقت در محلی خلوت در حال تردد باشه اکثرا نگرانه امنیت خودشه.
نکته دوم در بعضی مواقع جهالت افراد و یا جامعه مسئله ساز میشه و خود قوانین به تنهایی هیچ گونه تاثیری ندارند. مثال که همین امروز یکی از دوستان در خارج با تلفن به من گفت. فردی در پاکستان بدلیل اینکه زنش به پسر عموی خودش سلام کرده بود اون رو از سقف خونه آویزون می کنه و گوش و زبون و دماغ زن رو می بره و چشم هاش رو در میاره. این وضع اونقدر وحشتناک بوده که یکی دو نفر از همسایه ها که از جیغ های زن به خونه میان غش می کنن. و وقتی که از مرد می پرسن چرا اینکار رو کرده می گه که تو قرآن نوشته که اگه زنی با نامحرم حرف زد باید اونرو کشت و بعد می پرسن کجای قرآن میگه که ملای محل گفته. میرن خفت ملا رو میگیرن که مردک کجای قرآن نوشته ملا میگه من سواد ندارم ولی همه قرآن رو حفظم. (!!! ارواح خاک باباش). خوب حالا چطوری میشه این مشکل رو حل کرد. با وضع قوانین ! آیا میششه اینطوری جهالت رو از بین برد
اما نکته سوم خیلی عجیبه. بجز ما که اینجا پول مفت میگریم. بعضا و یه زمانی کارمندها سر کار کارشون سبزی پاک کردن خونه و این حرفها بود.و پولشون رو هم سر ماه می گرفتن. در کشورهای غربی کار محور همه چیز قرار داره. برای همین هم برای شرکتی که دست به استخدام کارمند ها میزنه باید خیلی بشتر از حقوقی که به کارمند میده از محل کار کارمند عایدی داشته باشه.
حالا این مسئله برای من سواله. با توجه به مضعیت زن ها و اینکه از نظر فیزیلوژیکی اونها بسیار تاثیر پذیر تر هستند و البته مسایلی مثل عدات ماهانه و مسائل دیگه و یا وضع حمل. این وسط اگه قرار باشه که یک زن مثل یک مرد کار کنه باید خیلی بیشتر برای غلبه به اون محدودیتها به خودش فشار وارد کنه. و البته مثله بچه دار شدن بسیار پیچیده تره. نسل بشر مثل سایر حیوانات از این طریق به بقای خودش ادامه میده. اما بچه انسانها می بایست در طول مدت زمانی بسیار طولانی تر از سایر حیوانات آماده بشه. حالا اگه قرار باشه کار کردن زن و شوهر به یک اندازه باشهو تکلیف تربیت بچه و مهمتر از اون جامعه بعد چی میشه!
به بحث خودم بر میگردم. ممکنه بشه با وضع یکسری قوانین شرکتها رو مجبور به برابری استخدام زن و مرد با شرایط یکسان کرد و برای زنها هم مرخصی زایمان با حقوق و یا حتی بی حقوق در نظر گرفت. اما آیا شرکتها وقتی که ببینن موجودیتشون در خطره زیر بار قبول و یا ادامه این جریان میرن!؟ من که فکر نمی کنم!
اما یک سری نکات برای من مجهوله.
معمولا بر خلاف عقاید ابتدایی. ما انسانها از انعطاف بسیار بالایی برخورداریم و از اونجا که شرایط تمدنی ما انسانها تغییر کرده بصورتی که بر خلاف سابق که کار تنها به صورت یدی و فیزیکی بود الان کار بصورت فکری ارزش افزوده بیشتری دارد و از آنجا که بشریت در فکر تسخیر افق های جدیدی نظیر فتح منظومه شمسی و سپس .. تا کهکشان ها است و این احتمال زیاد هم دور از دیدرس نسل های بعدی ما نیست.(سفر خانم انوشه انصاری به مدار زمین یکی از اولین گام های این مسئله بود). آیا غلبه بر یان مسئله می بایست با تغییر دادن عادات زندگی و تفکری زنها و مرد ها و به خصوص نسل های آینده اتفاق بیفته!!
این یکی از مهمترین سوالاتی هست که در رابطه با زن و مرد و روابط اونها ذهن من رو درگیر کرده.
باید یه امشب رو بیدار می موندم و تکرار سریال یانگوم رو میدیدم تا پی ببرم که خط سیر افکارم که تا اینجا من رو رهنمون شده چی بوده.
طبق اونچه که روانشناسها می گن شخصیت انسانها تا 5 سالگی شکل میگیره. ظاهرا بین 3 تا 5 سال مغز به 75 درصد رشد نهای خودش میرسه.
بمتبر این اونچیزی که شما از شخصیتتون مشاهده می کنین چیزی هست که در دوران طفولیت و بیشتر توسط خانواده شکل گرفته. منتهی این شخصیت در طول سالهای بعد شاخ و برگ پیدا می کنه و البته ما یاد می گیریم که بعضی از جنبه های اون رو در طی سالهای بعد بپوشانیم و کم اثر تر کنیم.
خوب به دلیل یکسری تز دلایل ناشناخته شخصیت من صلح طلبه و قبل از اون عدالت خواهه. البته شمااگه من رو الان ببینین دقیقا عکس این مسئله رو مشاهده می کنین آدمی با چهره ای بیحالت مایل به اخم که بسیار سریع و بصورت انفجاری می تونه عصبانی بشه و زبونی که طنز گزنده ای داره که میتونه بسیار برنده شه.
اما دلیل چیه! چرا منی که در طفولیت و کودکی و نوجوانی و حتی سالهای اول جوانی عدالت خواهی و برابری برام بسیار مهم بود و بار ها شده بود که به یه فرد فقیر تر مثلا مثل خدمتکار سر کار بیشتر از یه مهندس و یا حتی رییس دوستی بخرج میدادم و بعضا از خودم مایه میگذاشتم اینقدر تغییر کردم که الان خیلی کمتر این افراد رو تحویل می گیرم و سعی می کنم که کمتر سر راه اونها قرار بگیرم.
البته برای این درک حداقل 10 سال وقت صرف شد که دو سال آخرش در به یک تبعید خود خواسته به نتیجه اسف انگیزش رسید که متاسفانه بیشترین سختی رو بانو متحمل شد.
موضوع این بود که من یه زمانی و تحت القای کتابهای مذهبی و حتی احادیثی ( مثلا درست ) فقر رو به ثروت ترجیح میدادم. ولی بعدا فهمیدم که این مطالب نظیر خیلی مطالب دیگه برای این مطرح شده بوده که خلفای دروغینی که بر اریکه قدرت تکیه زدن بتونن تو ناز و رفاه زندگی کنن و بقیه مسلمونها بر طبق این دستورات دروغین زندگی کرده دم نزنن.
عین همین مطلب هم برای مسلمونها و زنها اتفاق افتاده بود. تو کتاب مستر همفر نوشته بود که یکی از روشهایی که برای از بین بردن امپراطوری عثمانی به کار بردن خانه نشین کردن زنها و دور کردن اونها از علم و فهم و درک بود. برای چه. بخاطر اینکه عمده تربیت بچه ها همواره و به طور اخص به عهده زنان جامعه است و یک زن بی سواد بی فرهنگ و بدون اطلاع از دانش و ابد نمیتونه یه بچه خوب تربیت کنه. و این مثل یه بیماری که هر دفعه ضریب نفوذش رو 75 درصد روی کسایی که این رو پیروی میکردن تاثیر می گذاشته باعث عقب افتادگی شده بوده.
عمده مطلب مسئله حرص و آزه. اونی که نداره و کم داره به طمع دارا شدن به راحتی انسانیت خودش رو به دارا تر می فروشه و اونی که داره به حرص و آز بیشتر داشتن خودش رو می فروشه.
برای همین من عمدتا با اینگونه تفکرات که امروزه در جامعه می شنوم مخالفم. زنها ادعا دارن که جامعه و قوانین ما مرد سالاره و دلیل اونها مبتنی بر چیه؟ یکسری از مسائل که منشا اونها در امور مختلفی هست و برای تغییر اون قوانین می بایست خیلی چیز ها تغییر کنه که آیا مثال درست کردن ابرو و کور کردن چشم نمیشه.
بطور مثال یکسری از قوانین متفاوت مثل ارث مهریه نفقه و هکذا دستور خدا در قرآنه و برای تغییر اونها یک راه حل بیشتر نیست. اینه که بگیم آقا ما اصلا تغییر دین میدیم. مگه فکر کردیم که مسلمونی و یا حتی بگیم خدا پرستی ما منت سر خدا است . خودش در قرآن میگه این خدا است که با هدایت شما منت سرتون گذاشته و یا اینکه فکر می کنیم اگر ما خدا رو عبادت نکنیم در کار خدا خللی بوجود میاد. که خودش باز می فرماید که اگر شما عبادت خدا نکنید خللی در کار خدا پیش نمی آید که شما را می برد و بجای شما قومی پرهیزکار می آورد.و بقول یکی از دوستان که می گفت خدا در دین نیاز به ضمانت اجرایی ندارد یا ما گوش میدهیم و بهره مند میشیم یا گوش نمیدیم که هر بدی سرمون بیاد تقصیر خودمونه
اما بعضی از این قوانین ریشه در انحرافات دینی دارد که متاسفانه قابل تشخیص نشده هنوز. خوب اینهم راهی داره که نیاز به علم مخالف داره که با ادله ثابت کنه این حرف غلطه و می بایست درست شه.
اینها موضوعات اما متاسفانه ما . اکثر ما مصداق همون حدیث هستیم که جاهل را نمیابی مگر بر دو حال افراط و یا تفریط
خوب من یه مورد رو مطرح میکنم و تمام خانمهایی که این وبلاگ رو می خونن بیان و نظر من رو رد کنن. بصورت علمی البته.
تو بانک که کار میکردم یه رئیسی داشتم که دکترای اقتصاد داشت. ایشون می گفت که سر کلاس استادش داشته راجع به بازاریابی صحبت می کرده و کلاس البته پسرونه بوده.
استاد به این اشاره می کنه که مثلا شما می خواهین برین یه کفش بخرین. صاحب مغازه به شما دو تا کفش نشون میده و می پرسه کدوم بهتره. شما با دلیل میگین یکی بهتره و اون یکی خوب نیست.
اما اگه همین کار رو یه زن بخواد انجام بده. ازش می پرسن اولی بهتره میگه نه. می پرسن دومی بهتره میگه نه.میگن پس کدوم میگنه نمیدونم.
چون ما الان داریم بحث های فیزیولوژیکی و مغزی روانی رو مطرح میکنم. باید بگم که این مسئله فلسفه نیست که استثنا نداشته باشه. رفتار غالب خانمها و آقایون اینطوریه
من تو یه مقاله قدیمی تر چیزی رو خونده بودم که این رو توضیح میده. مغز ما آدمها اینطوریه . قسمت چپ مغز بیشتر به پردازش های منطقی اختصاص داره و قسمت چپ به احساسات.
مرد ها موقع تصمیم گیری از نیمکره چپ خیلی استفاده می کنن اما زنها هم زمان هر دو نیمکره با هم درگیره. برای همین هم اون موضوع در مورد تصمیم گیری پیش میاد.
پی نوشت. نظرتون رو با ذکر سند مطرح کنید لطفا.
پی نوشت. محمد رضا عقیده داشت که زن و مرد بجز موارد اندک فیزیولوژیکی زیاد با هم تفاوت ندارن. مشکل اینجا است که اصولا تفاوت زن و مرد تو همون اختلاف فیزیولوژیکیه. مگه نه اصولا زن و مرد بودن معنا نداشت. مثلا دو تا مورد. مرد ها نمیتونن درد زایمان رو تحمل کنن و اگه دردی معادل اون رو داشته باشن حتما میمیرن. دوم مرد ها نمیتونن احساس مادری رو درک کنن. این ظرفیت رو ندارن/
شما به این مسئله اشاره می کنید که قوانین ما مرد سالارانه هستش و زنها رو به پروانه ای تشبیه کردید که در مشت مردها در حال له شدن هستند،البته من اعتقاد دارم که بالاهاشون خیلی تیزه و ممکنه بجای له شدن دست و بال مردها رو بد جور ببرن.
حالا به نظر شما دقیقا چند درصد از زنها پاشون به دادگاه باز شده و در عین محق بودن بدلیل همین قوانین دچار مشکل شدن.
این درصد شما چند درصد از زنها و مردهای جامعه ما رو پوشش میده.
خواهش می کنم سوال من رو با سوال دیگه پاسخ ندین دقیقا جواب همین سوال رو بدین لطفا
بعد هم یه نظر این ست رو بخونین تاریخ ۹ تیر ۸۶ پست هیاهوی بنزین.
http://saberi.persianblog.ir/#7051799
فرض اول مدینه فاضله ای که در اون زنها بر مرد ها مسلط هستند و به اصطلاح زن سالاری هستش
دوم مدینه فاضله ای که زن ها و مرد ها در اون برابر هستند.
مدینه فاضله نوع اول ( توضیح این نوشته رو از یک داستان که یادم نیست کجا خوندم اقتباس می کنم. نتیجه منطقی داستان مال خودم نیست خواهر)
مرد با سینی چایی از تو آشپز خونه میاد تو اتاق و بعد از اونکه چایی رو روی میز میزاره در حالی که بچه رو بغل کرده و داره آرومش می کنه رو می کنه به خانم که در حالی که رو مبل لم داده و پاش رو انداخته رو پاش ( توضیح. ایشون از سر کار اومده و خسته است)و خیلی آروم میگه عزیزم میگم سه ماهی میشه که به مامانم اینا سر نزدیم. زن در حالی که خودش رو محو تماشای برنامه بخ خانه بر میگردیم نشون میده. هیچی نمیگه! مرد مجددا اضافه می کنه که آخه امشب داداشم اینا اومدن خونشون دلم براش خیلی تنگ شده. زن در حالی که خلقش تنگ شده. قر میزنه. مرد مگه من نگفتم چشم دیدن جاری مو ندارم. بعد پا میشه میره تو اتاق خواب همینطوری با لباس میگیره می خوابه
مدینه فاضله نوع دوم از دید یک مرد.
خوب در این مدینه یا همون شهر فارسی باید عدالت یه جورایی اگه ممکن باشه رعایت شده باشه. پس من مورد رو ذکر می کنم مثالش رو خودتون تو یه شهر اروپایی پیدا کنین.
در این شهر برنامه آشنایی یه دختر و پسر رو تا مرحله ازدواج با هم مرور می کنیم.
دختر و پسر یه جورایی با هم آشنا میشن و برای رفتن بیرون قرار میزارن.
تو رستوران پسره اول به دختره تعارف می کنه که چی میل داره و بعد از کلی ارتباط کلامی و غیره موقع رفتن آقا پسر پول غذای خودش رو میده دختر خانم هم به هکذا سهم خودش رو پرداخت می کنه
بعد از چندین بار بیرون رفتن ( اختمالا با سایر دوستان ) بالاخره با هم قرار میزارن Date بعد از قرار میرن یه جا و با هم رابطه نزدیک تری برقار می کنن ببینن از هم خوششون میاد یا نه.
بالاخره تصمیم میگیرن با هم ازدواج کنن. بعد از کلی تفکرات بالاخره اسم رو یه جوری سروسامون میدن. اما تو این مراسم از چیز هایی مثل مهریه و شیر بها و سایر چیز ها خبری نیست.
حالا زندگی رو شروع کردن. اما زندگی تو این شهر به اسم دو همسری معروفه. هم مرد و هم زن باید به یک اندازه کار کنن و درآمد داشته باشن.
خوب بالاخره بعد چند مدت صاحب چند تا بچه ریزه پیزه میشن و خوب تعادل خوب حرفیه.مثلا فرض کنین که زن و شوهر یه رستوران دارن تصمیم میگیرن یه روز مرد بره رستوران زن از بچه ها مراقبت کنه و یه روز زن بره رستوران رو بچرخونه مرد از بچه ها مراقبت کنه.
خوب قصه تموم شد.
البته فقط یه چیز جالب دارهو دوست مشترک این دو که یه زن و شوهر دیگن از هم طلاق میگیرن و طبق رسم و رسومات اونجا دارایی هر دوشون تقسیم بر دو میشه نصف مردک و نصف دیگه زنک می گیره. والسلام.
پی نوشت. اگه فکر کردین مدینه فاضله دوم رو از خودم در آوردم. باید بگم . اهک. اصلن ها هم اینطوری نیست.این داستان رو وقتی تو شرکت نفت بودم رئیسم از قول برادرش که تو اروپا هستش تعریف کرد.
| چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت: 16:42 | توسط:کارمن | |||
| حرفی که از گفتنش مطمئن هستم اینه که قانون کشور ما مردسالاره. حالا حسابی توضیح میدم | ||||
| چهارشنبه 25 مهر1386 ساعت: 23:5 | توسط:محمدرضا | |||
| منم قبول دارم قانون ما اولتر اکسترا مرد سالاره!!! | ||||
| پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 0:38 | توسط:مجید | |||
| خوب. حالا که فعلا خودمونیم. بقیه هم که هنوز نظر ندادن. این وسط من یه چیزی رو فهمیدم. مشکل خانم های محترم در ایران مرد سالار بودن جامعه ما نیست. بلکه مرد سالار بودن قوانین جامعه ما است. خوب این هم عقیده و نظریه. با اینحال تا حالا دیدین همین قوانین مرد سالار وقتی یه خانم محترم دو روز بعد از عقد میره مهریه " به وزن سرکار عروس خانم طلای ناب" اش رو میزاره اجرا طرف داماد بدبخت رو بگیره!؟ البته اگه دوست داشتین جواب سوال من رو که در پست نوشتم بگین. نظرتون راجع به جامعه چیه!؟ در ضمن اگه این اینترنت من بازی در نیاره گذر واژه ها رو ایمیل میکنم براتون!! | ||||
| پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 11:19 | توسط:رها | |||
| سلام قوانین جامعه ما به اقایان قدرت میده که سالار باشند.وگرنه سالار بودن چه در جامعه ما چه در جهان بسته به قدرت مدیریت وبرنامه ریزی واینده نگری داره .حالا اگریکی از طرفین دارای بضاعت بیشتری باشه طبعا سالاره واینو بگم که سالار بودن از نظر من مسئولیت وبار حمایتی عاطفی خانه را به دوش کشیدن هم به علاوه تعریفات متداول سالار است.درضمن شما اقایان چرا باید وبلاگ فمینیست را بزنید ؟ خودتان جبهه واسم واینا ندارید که زیر چادر مامانم اینا قایم میشید؟ | ||||
| پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت: 11:36 | توسط:محمدرضا | |||
| توروخدا ببین یه بحث علمی رو از چه زاویه ای می بینن من بارها به این نتیجه می رسم فایده نداره ذهنیت ها مشکل اساسی داره | ||||
خوب پاسخ به رها خانم
خوب وقتی دوستان به ما چنین لطفی دارن غربا ما رو اعدام میکنن حتما
حقیقتش فمینیستی یک مکتب فکریه که فقط متعلق به زنها نیست. من شخصا دو وبلاگ رو دیدم که نویسنده مذکر اونها خودشون رو فمینیست میدونستن.
ببین من یک سری عقاید توهین آمیز نسبت به جامعه و خودم دارم
اولیش رو قبلا تو وبلاگم گفتم. بیسوادی نهادینه شده. یعنی اینکه بیسوادیم و قبول نمی کنیم. چی میشه نتیجه اش. میشیم مثل طوطی تا یه نفر یه حرفی زد که دوست داریم بشنویم میشیم کشته مرده اون. و متاسفانه این مسئله اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران رو در گیر خودش کرده.
نتیجه اون میشه مد پرستی مردم. چه مادی و چه فکری. منهم اعتقاد دارم حتی فمینست بودن خیلی ها هم از همین نظر مطرحه.دلیل اونهم تو کامنتهای خودتون هستش.
۱- کارمن در بالا گفته که قوانین کشور ما مرد سالاره
۲- محمد رضا هم همین رو گفته
۳- رها هم عین همین رو تکرار کرده و بعد هم شدیدا به من و سایر مردها ( محمد رضا تو هم شاملی) توپیده که فمینیست متعلق به زنها است و مردها غلط می کنن بیان زیر این چادر![]()
اما دوستان عزیز سوال من رو دقت کردین. من پرسیدم از نظر اجتماعی نه از نظر قانونی. از نظر اجتماعی ویژگیهای زن سالاری و یا مرد سالاری چند تا و چی هستن که بشه با اونها یک جامعه فرضی رو مرد سالار و یا زن سالار دونست.
ممکنه لطفا خواهش کنم که به همین پرسش من پاسخ بدین.
در ضمن رها خانم. از جملات تند شما که بگذریم!!. من مشتاقانه از هر کسی که بدون پیش داوری در این مورد نظرات منطقی داشته باشه و بخاد در این وبلاگ نظرات خودش رو بنویسه استقبال می کنم. پس اگه شما هم علاقه مند هستین براتون یک آیدی ایجاد کنم.
مرسی و ممنون
پی نوشت. این پست بیشتر یه پست داخلی بود تا یه پست عمومی . نه!!؟
۱- در حال حاضر در جامعه ما این حرف رواج پیدا کرده که جامعه ایران یک جامعه سنتی هستش و یکی از ویژگیهای این جامعه سنتی مردسالار بودن اون هست. خوب حالا من می خواهم بپرسم اونهایی که این ادعا رو قبول دارن و اونهایی که این ادعا رو قبول ندارن بگن که آره و یا نه و از نظر اونها ویژگیهایی که مردسالار بودن جامعه ایران رو برای اونها پذیرفتنی و یا رد می کنه کدومها هستن!؟
۲- فرض برعکسی رو در نظر میگیرم به این معنی که جامعه ایران زن سالار هست. حالا چطور. نظرتون مثل مورد بالا چی هست!؟
اگه لطف کنین و نظراتتون رو مطرح کنین بعد اونها رو دسته بندی می کنم و به اسم خودتون تو پست های بعدی نوشته میشه.
پی نوشت. تصمیم دارم به این موضوع به صورت علمی نگاه کنم و خارج از پیشداوری های قبلی.
متشکرم از شما
آره می گفتم. قرار شده ما پیرامون فمینیستی و آنتی فمینیستی و یا زن سالاری و مرد سالاری در ایران و احتمالا در جهان صحبت کنیم و بحث نماییم.من بحث رو از دو دیدگاه روان شناختی و اجتماعی نگاه می کنم. گاهی هم بنظرم تاریخ رو باید در نظر داشت. سایر دوستان هم بنوبه خودشون نظراتشون رو مطرح می کنن.
مرسی از توجهتون و موفق باشین