دلیل اینکه من چرا اینطوری فکر میکنم!
باید یه امشب رو بیدار می موندم و تکرار سریال یانگوم رو میدیدم تا پی ببرم که خط سیر افکارم که تا اینجا من رو رهنمون شده چی بوده.
طبق اونچه که روانشناسها می گن شخصیت انسانها تا 5 سالگی شکل میگیره. ظاهرا بین 3 تا 5 سال مغز به 75 درصد رشد نهای خودش میرسه.
بمتبر این اونچیزی که شما از شخصیتتون مشاهده می کنین چیزی هست که در دوران طفولیت و بیشتر توسط خانواده شکل گرفته. منتهی این شخصیت در طول سالهای بعد شاخ و برگ پیدا می کنه و البته ما یاد می گیریم که بعضی از جنبه های اون رو در طی سالهای بعد بپوشانیم و کم اثر تر کنیم.
خوب به دلیل یکسری تز دلایل ناشناخته شخصیت من صلح طلبه و قبل از اون عدالت خواهه. البته شمااگه من رو الان ببینین دقیقا عکس این مسئله رو مشاهده می کنین آدمی با چهره ای بیحالت مایل به اخم که بسیار سریع و بصورت انفجاری می تونه عصبانی بشه و زبونی که طنز گزنده ای داره که میتونه بسیار برنده شه.
اما دلیل چیه! چرا منی که در طفولیت و کودکی و نوجوانی و حتی سالهای اول جوانی عدالت خواهی و برابری برام بسیار مهم بود و بار ها شده بود که به یه فرد فقیر تر مثلا مثل خدمتکار سر کار بیشتر از یه مهندس و یا حتی رییس دوستی بخرج میدادم و بعضا از خودم مایه میگذاشتم اینقدر تغییر کردم که الان خیلی کمتر این افراد رو تحویل می گیرم و سعی می کنم که کمتر سر راه اونها قرار بگیرم.
البته برای این درک حداقل 10 سال وقت صرف شد که دو سال آخرش در به یک تبعید خود خواسته به نتیجه اسف انگیزش رسید که متاسفانه بیشترین سختی رو بانو متحمل شد.
موضوع این بود که من یه زمانی و تحت القای کتابهای مذهبی و حتی احادیثی ( مثلا درست ) فقر رو به ثروت ترجیح میدادم. ولی بعدا فهمیدم که این مطالب نظیر خیلی مطالب دیگه برای این مطرح شده بوده که خلفای دروغینی که بر اریکه قدرت تکیه زدن بتونن تو ناز و رفاه زندگی کنن و بقیه مسلمونها بر طبق این دستورات دروغین زندگی کرده دم نزنن.
عین همین مطلب هم برای مسلمونها و زنها اتفاق افتاده بود. تو کتاب مستر همفر نوشته بود که یکی از روشهایی که برای از بین بردن امپراطوری عثمانی به کار بردن خانه نشین کردن زنها و دور کردن اونها از علم و فهم و درک بود. برای چه. بخاطر اینکه عمده تربیت بچه ها همواره و به طور اخص به عهده زنان جامعه است و یک زن بی سواد بی فرهنگ و بدون اطلاع از دانش و ابد نمیتونه یه بچه خوب تربیت کنه. و این مثل یه بیماری که هر دفعه ضریب نفوذش رو 75 درصد روی کسایی که این رو پیروی میکردن تاثیر می گذاشته باعث عقب افتادگی شده بوده.
عمده مطلب مسئله حرص و آزه. اونی که نداره و کم داره به طمع دارا شدن به راحتی انسانیت خودش رو به دارا تر می فروشه و اونی که داره به حرص و آز بیشتر داشتن خودش رو می فروشه.
برای همین من عمدتا با اینگونه تفکرات که امروزه در جامعه می شنوم مخالفم. زنها ادعا دارن که جامعه و قوانین ما مرد سالاره و دلیل اونها مبتنی بر چیه؟ یکسری از مسائل که منشا اونها در امور مختلفی هست و برای تغییر اون قوانین می بایست خیلی چیز ها تغییر کنه که آیا مثال درست کردن ابرو و کور کردن چشم نمیشه.
بطور مثال یکسری از قوانین متفاوت مثل ارث مهریه نفقه و هکذا دستور خدا در قرآنه و برای تغییر اونها یک راه حل بیشتر نیست. اینه که بگیم آقا ما اصلا تغییر دین میدیم. مگه فکر کردیم که مسلمونی و یا حتی بگیم خدا پرستی ما منت سر خدا است . خودش در قرآن میگه این خدا است که با هدایت شما منت سرتون گذاشته و یا اینکه فکر می کنیم اگر ما خدا رو عبادت نکنیم در کار خدا خللی بوجود میاد. که خودش باز می فرماید که اگر شما عبادت خدا نکنید خللی در کار خدا پیش نمی آید که شما را می برد و بجای شما قومی پرهیزکار می آورد.و بقول یکی از دوستان که می گفت خدا در دین نیاز به ضمانت اجرایی ندارد یا ما گوش میدهیم و بهره مند میشیم یا گوش نمیدیم که هر بدی سرمون بیاد تقصیر خودمونه
اما بعضی از این قوانین ریشه در انحرافات دینی دارد که متاسفانه قابل تشخیص نشده هنوز. خوب اینهم راهی داره که نیاز به علم مخالف داره که با ادله ثابت کنه این حرف غلطه و می بایست درست شه.
اینها موضوعات اما متاسفانه ما . اکثر ما مصداق همون حدیث هستیم که جاهل را نمیابی مگر بر دو حال افراط و یا تفریط
